
خانواده بنیان جامعه است و بنای اجتماع بر شالوده ی خانواده نهاده شده است. به هر میزان که این بنیان، مستحکم و با صلابت باشد، بنای آن نیز مقاوم و مداوم خواهد بود و سستی در اساس بنا، تزلزل و اضطراب و در نهایت فرسودگی و انهدام را در پی خواهد داشت؛ چرا که خانواده برای جاری کردن زندگی در جامعه، نقش اول را بر عهده دارد، چون مهد پرورش است و با تربیت صحیح می تواند جامعه ای زنده و شاداب ، سرافراز و سازنده به بار آورد. اگر خانواده نتواند نقش خود را صحیح ایفا کند ، رکود و زبونی ، یاس و خمودی و جهالت، دامن جامعه را فرا خواهد گرفت.
در دین مبین اسلام نیز به دلیل اهمیت فراوان این مسئله و به منظور تحکیم پایه های خانواده، «محبت» و «گذشت» دو رکن اساسی برای ایجاد انس و الفت میان اعضای آن عنوان می شود[1]. همچنین درباره ی معیار و میزان خوش اخلاقی از امام صادق علیه السلام سوال شد. ایشان مصداق آن را در ارتباط با اعضای خانواده بیان نموده و فرمودند: « این که فروتنی نشان دهی، خوش سخن باشی و با برادرت با چهره ی باز برخورد کنی. »[2]
در میان مکاتب نو بنیان و جدید التأسیس ، بهائیت یکی از داعیه داران لزوم اجرای وحدت میان جهانیان است، چنانچه در بعضی از کتاب هایشان می خوانیم: «اصول و قوانینش محبت و مهربانی با جمیع نوع انسانی حتی به درجه ای که بیگانه آشناست، اغیار یار...»[3] حال اگر بخواهیم رفتار رهبران و بزرگان شخصیتیِ بهائیت را زیر ذره بین بررسی قرار دهیم با جریانات جالبی مواجه خواهیم شد. چنانکه پس از مرگ جناب بهاء الله بنابر وصیت ایشان در لوح عهدی قرار بود دو فرزند او ابتدا عباس و سپس محمد علی زمامدار بهائیان باشند. لیکن پس از وفات پدر ، میان فرزندان جدایی افتاد و منجر به بروز اختلافات و نزاع شدیدی شد. در این میان چون دو دستگی بالا گرفت، جناب عباس افندی، محمد علی را رئیس المشرکین گفته، ابلیس لقب داد[4]. بار دیگر جناب عبدالبهاء برادر و مریدانش را پشه و سوسک و کرم خاکی و خفاش و جغد و کلاغ و روباه و گرگ و... لقب داد و خویشتن را بلبل و طاووس نامید[5]. میرزا محمد علی نیز جناب عبدالبهاء را گوساله و الاغ دوپا خوانده، خود را غضنفرالله لقب داد[6] و سرانجام این تعارفات رکیک و ناپسند بدانجا رسید که عباس افندی اعلام داشت که ناقضین[7]، بسیاری از الواح و آثار جناب بهاء الله را سرقت نموده و در آنها دست برده اند و از همه بدتر آن که صورت نماز نه رکعتی بهائیت را به همراه احکام متمم کتاب اقدس دزدیده و آئین نازنین را ناقص کرده اند[8].
حال چگونه می توان این چنین برخوردِ میان دو فرزند جناب بهاءالله را دید و چشم از کلام جناب عباس افندی بست که در کتابش می نویسد :
« انصاف باید داشت از نفسی که در تربیت اولاد و عیال و آل عاجز مانده ، چگونه امید به تربیت اهل آفاق نماییم و آیا در این قضیه ذره ای شبهه و تردید است؟ لاولله. »[9]
برای مطالعه مقاله تعارفات خانوادگی1 لطفا اینجا کلیک کنید
[1] روم 21
[2] اصول کافی ص359
[3] مکاتیب ج2 ص 162
[4] رحیق مختوم ص 87
[5] مکاتیب ج2 ص234
[6] مکاتیب ج1 ص 271
[7] محمد علی افندی و پیروانش
[8] رحیق مختوم ص25 تا ص28
[9] مکاتیب ج2 ص 182
ضمن تشکر از حسن انتخاب شما برای مطالعه ی سایت یارجوان.
مدیران این سایت علمی-فرهنگی برآنند تا در راستای تبیین باورهای شیعی و مبارزه با عقاید انحرافی،فضایی کاملا علمی را ایجاد کنند تا مراجعین،خود حقیقت را از غیر حقیقت بازشناسند.
مهمترین بحث سایت،مرتبط با سوالات و مقالات و مباحثی پیرامون بهائیت می باشد.
بدان امید که حقیقت بر رهروان آن ظاهر گردد.
لطفا سوالات خود را با ما از طریق پست الکترونیکی زیر در میان بگذارید:
info [at] yarejavan [dot] com
در خدمتتان خواهیم بود...