پنج شنبه, 04 اسفند 1390

YareJavan«غم به جراحت می ماند، یک باره می آید اما رفتنش، و خوب شدنش با خداست و در این میانه نمک روی زخم و زخم بر زخم حکایتی دیگر است. حکایتی که نه می توان گفت و نه می توان نهفت. حکایت آتشی که می سوزاند، خاکستر می کند اما دود ندارد یا نباید داشته باشد. مرگ پیامبر صلی الله علیه و آله تنها مرگ یک پدر نبود؛ مرگ پیام بود؛ مرگ شمع نبود؛ مرگ روشنی بود. دست های علی علیه السلام هنوز در آب غسل پیامبر بود که دست های فتنه ی سقیفه ی بنی ساعده به هم گره خورد و گره در کار اسلام محمدی افکند. جسد مطهر پیامبر هنوز بر زمین بود که ابرهای تیره در آسمان پدیدار شد و باران فتنه باریدن گرفت. دین در کنار پیامبر ماند و دنیا در سقیفه بنی ساعده متجلی شد. در لحظه ای که هارون در کار مشایعت موسی به طوری جاودانه بود، مردم در سقیفه ی سامری آخرت می فروختند بی آنکه حتی به عوض دنیا بگیرند.

 ابرهای فتنه از سقیفه گذشتند و خانه ی وحی را احاطه کردند، همهمه در بیرون شدت گرفت و در، آنچنان کوفته شد که ستون های خانه لرزید.

-بیرون بیایید، بیرون بیایید وگرنه همه تان را آتش می زنیم.

فاطمه سلام الله علیها با یک دنیا غم برخاست، به پشت در رفت اما در را نگشود.

 

-تو را با ما چه کار ؟ بگذار عزاداریمان را بکنیم.

باز فریاد زد : علی، عباس و بنی هاشم همه باید به مسجد بیایند و با خلیفه ی پیغمبر بیعت کنند، مسلمین با خلیفه بیعت کرده اند. در را باز کن وگرنه آتش می زنم.

یک نفر به او گفت : اینکه پشت در ایستاده، دختر پیغمبر است. هیچ می فهمی چه می کنی؟! او فاطمه است.

دوباره نعره کشید : این خانه را با هر کس در آن است به آتش می کشم.»[1]

به زودی هیزم فراهم شد و آتش از سر و روی خانه بالا رفت. در خانه تنی چند از اصحاب رسول الله هم بودند اما هیچ کس به اندازه ی زهرا شایسته ی دفاع از حریم پیامبر نبود زیرا که حلقه ی میان نبوت و ولایت بود و برترین واسطه و پیوند میان رسالت و وصایت. محال بود کسی نداند آنکه پشت در ایستاده است پاره تن رسول الله است. هنوز زود بود برای فراموش شدن حدیث پیامبر که فرمود: « فاطمه پاره تن من است، هر که او را بیازارد مرا آزرده است و هر که مرا بیازارد خدا را »[2]

وقتی آتش از در خانه بالا رفت، آنچنان به درِ حریم نبوت لگد زدندکه فریاد زهرا سلام الله علیها از میان در و دیوار به آسمان رفت. اما فاطمه سلام الله علیها در آن بحبوحه بین در و دیوار کسی را صدا می زد. او مهدی را صدا می کرد؛ مهدی موعود، نهمین فرزند از نسل حسینش. که بیاید و انتقام غنچه ی شش ماهه اش « محسن » را که شهید کردند بگیرد و منتقم خون ائمه ی بعدی باشد. تا مرهم جراحت قلب عالم و تسکین آن گردد. جهان را از تیرگی بگیرد و صلح و صفا را به ارمغان بیاورد. برابری و برادری در جهان طنین انداز گردد و مزه ی زندگی واقعی، با اوچشیده شود. همو که جهانیان به ظهورش وعده داده شده اند. قائمی که به هنگام ظهورش مقتدر است و بیعت هیچ ستمگری بر گردنش نیست.

تاکنون بسیار بوده اند که ادعای مهدویت داشته اند. اما آیا هیچ کدام توانسته اند داد مادر را بگیرند ؟ نه به خدا قسم که نتوانسته اند.

بهاییت که میرزا علی محمد شیرازی را ضمن اختلاف هزار ساله با امام یازدهم قائم موعود اسلام می داند، معتقد است که وی در سال 1260 هـ.ق ظهور کرده است. او را پایان بخش نابسامانی ها و ناامنی ها می دانند  و حال آنکه دو جنگ بزرگ و خانمان سوز جهانی پس از ظهور این شخص واقع گشته اند و خود نیز در کتب شان به غرق شدن عالم در باتلاق ظلم و فساد معترفند : «از اول دنیا تا حال چنین ظلمی دیده نشده و شنیده نگشت»[3] «ظلم به مقامی رسیده که اقلام عالم از تحریر آن عاجز و قاصر است»[4]

او را قائم منتقم می دانند در حالی که وی 31 سال بیشتر عمر نکرد  و زندگی اش مملو بود از حوادثی همچون : گرفتار شدن در بوشهر – سیلی خوردن در مجلس حاکم فارس و باز پی گرفتن ادعاهایش[5]  - حبس در زندان ماکو و چهریق[6] - چوب خوردن پس از مجلس ولیعهد و نوشتن توبه نامه[7] و ...

حال حتی در ذهن آیا می توان قمیص والای قائمیت را بر تن میرزا علی محمد پوشاند؟ و نه آیا می توان گفت میرزا  همان مهدی است که مادر پشت در صدایش کرد؟...

 


[1] برگرفته از کتاب کشتی پهلو گرفته نوشته سید مهدی شجاعی

[2] دلائل الامامه ص 45

[3] لوح رئیس فارسی – مجموعه الواح بزرگ چاپ مصر ص 105

[4] لوح ابن ذئب ص 54 و 79

[5] نبیل زرندی ص 137 تا ص 141

[6] کواکب الدریه ج1 ص90

[7] نبیل زرندی ص 324

نظر خود را ارسال نمایید

  • mojtaba

    ارسال شده در : 2012-02-16 22:22:36

    سلام

    خیلی زیبا بود

    فقط یک پیشنهاد دارم
    البته ما منبع مان کتابهای خودمان است و به کتب مخالفین کاری نداریم
    ولی برای غنای بیشتر میتوان در کنار مرجع شماره یک اشاره ای هم به منابع دشمنان داشته باشیم

    قربانت
    مجتبی

    پاسخ دادن

  • Mateo

    ارسال شده در : 2012-02-13 16:28:55

    Never would have thunk I would find this so indispesnalbe.

    پاسخ دادن

  • Mateo

    ارسال شده در : 2012-02-13 16:28:53

    Never would have thunk I would find this so indispesnalbe.

    پاسخ دادن

  • Mateo

    ارسال شده در : 2012-02-13 16:28:50

    Never would have thunk I would find this so indispesnalbe.

    پاسخ دادن

آمار بازدیدکنندگان


امروز61
دیروز85
ماهیانه1148
کل3769

سیستم آمار بازدیدکنندگان

درباره ما

ضمن تشکر از حسن انتخاب شما برای مطالعه ی سایت یارجوان.

مدیران این سایت علمی-فرهنگی برآنند تا در راستای تبیین باورهای شیعی و مبارزه با عقاید انحرافی،فضایی کاملا علمی را ایجاد کنند تا مراجعین،خود حقیقت را از غیر حقیقت بازشناسند.

مهمترین بحث سایت،مرتبط با سوالات و مقالات و مباحثی پیرامون بهائیت می باشد.

بدان امید که حقیقت بر رهروان آن ظاهر گردد.

تماس با ما

لطفا سوالات خود را با ما از طریق پست الکترونیکی زیر در میان بگذارید:

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در خدمتتان خواهیم بود...