پنج شنبه, 04 اسفند 1390

YareJavanهوا تاریک بود. دختر بچه همان طور که سرش را بر روی شن های سرد صحرا گذارده بود با نا امیدی به نگاه های خشمگین پدرش چشم دوخته بود. انگار نمی دانست که آبروی جاهلی، تنها انتخاب پدر است. چندی بعد دیگر صدای هق هق گریه های معصومانه در میان چشمک های غرور آمیز ستارگان آسمان تیره گم شد و دهان پر شده از شن های ساییده دیگر به او اجازه خداحافظی با مادر را هم نداد تا رقم دختران زنده به گور شده عربستان جاهلی از مرز هزار تن بگذرد.

در حدود چهارده قرن پیش که شبه جزیره عربستان سیه روز ترین دوران فرهنگی خود را در می نوردید مردی از جنس آدمیان از جانب پروردگار عالمیان برانگیخته شد تا برترین تعالیم اخلاقی و انسانی را بر تمامی ساکنان دنیا عرضه کرده و دین جهانی اسلام را تبلیغ نماید. محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) تنها در عرض چند سال، وضعیت نا بسامان این شبه جزیره بزرگ را به بالاترین سطح فکری و فرهنگی رساند تا نوای حق طلبی و عدالت گستری دین اسلام در این کره خاکی بپیچد و علم و تدبیر قرآن، معجزه بزرگ پیامبریش زبان زد مردمان شرق و غرب گردد.مساوات بین انسان ها و حق زندگی کردن زنان مانند خورشیدی تابناک در قلب های غبار گرفته از نا امیدی دخترکان عرب نور افشانی می کرد.

«ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّين»(سوره احزاب آیه 40)

محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست ولی فرستاده خدا و پایان دهنده پیغمبران است.

 آری این لفظ صریح قرآن است که او را آخرین پیامبران و دینش را آخرین ادیان می خواند. اگر در بیشه عقل و خرد به کند و کاو بپردازیم، بی شک به جهانی بودن دین زیبا و ختمیت مستحکم وی پی خواهیم برد. اما تعجب تام مغز های فهیم زمانی بر انگیخته می شود که ادعای ادامه پس از پایان، اهداف و مسیر زندگیشان را به تمسخر می گیرد.اما چه جای نگرانی است چرا که خشت اول چون نهد...

جناب میرزا حسینعلی نوری با آوردن مرامی به نام بهائیت و با لقب بهاءالله توانست با نقشه هایی عالی و دقیق بر مسند پیامبری تکیه زند و با شجاعت تمام، خود را پیامبری برانگیخته شده بعد از آخرین پیامبر الهی بنامد. با این تفاوت که ایشان حضرت محمد بن عبد الله را آخرین پیامبر ندانسته و با پافشاری تمام قصد داشت تا دین اسلام را آیینی منسوخ شده بنمایاند.اما چندی بیش نگذشت که سخنی اعجاب انگیز، انگشت حیرت پیروانش را به دهان برد.

بهتر است تا نام این اثر شگفت انگیز را در کنار عجائب هفت گانه دنیا بگنجانیم. رهبری که در ابتدای کار مهر باطل را بر انتهای کارنامه هر چند کوچکش نقش زد. جناب بهاءالله به عنوان رهبر بهائیان با تأیید ختمیت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) جای هیچ گونه شک و شبهه ای را برای مریدان خود باقی نمی گذارند...

«الصلاة و السلام علي سيد العالم و مربي الامم الذي به انتهت الرسالة و النبوه و علي آله و اصحابه دائما ابدا سرمدا»

سلام و درود بر آقاي اهل عالم و پرورش دهنده امت ها كسي كه به او نبوت و رسالت پايان يافته و بر خاندان و دوستانش سلام و درود دائمي و ابدي و سرمدي باد.(صفحه 293 اشراقات)

آری گفته شفاف جناب بهاءالله راه هر شک و تردیدی را بر عقل های بیدار انسان های متفکر می بندد .

 ولی آیا ممکن است روزی پیدا شود شخصی که ادعا کند جناب بهاءالله پیامبری پس از آخرین پیامبر است؟ پس شاید بتوان این عمل را نیز به عنوان نهمین شگفتی در کنار هشتمین اعجاب کلامی قرن گنجاند.

YareJavan

خانواده بنیان جامعه است و بنای اجتماع بر شالوده ی خانواده نهاده شده است. به هر میزان که این بنیان، مستحکم و با صلابت باشد، بنای آن نیز مقاوم و مداوم خواهد بود و سستی در اساس بنا، تزلزل و اضطراب و در نهایت فرسودگی و انهدام را در پی خواهد داشت؛ چرا که خانواده برای جاری کردن زندگی در جامعه، نقش اول را بر عهده دارد، چون مهد پرورش است و با تربیت صحیح می تواند جامعه ای زنده و شاداب ، سرافراز و سازنده به بار آورد. اگر خانواده نتواند نقش خود را صحیح ایفا کند ، رکود و زبونی ، یاس و خمودی و جهالت، دامن جامعه را فرا خواهد گرفت.

ادامه مطلب: تعارفات خانوادگی 2

YareJavan

آنان پرواز می کنند. آن قدر بلند که بلند پروازان دل سرد می شوند. چشم هایشان به هر گوشه سرک می کشد. با دقت فراوان هر پشت بامی را نظاره می کنند. به دنبال چیزی می گردند و تا پیدایش نکنند دست از پرواز بر نخواهند داشت. آن قدر این طرف و آن طرف می روند تا بالا خره آن را می یابند. دهکده ای با صد ها چرخ گاری بر روی بام های تیزشان. دیگر فرصت را از دست نمی دهند. به سرعت به طرف بام ها فرود می آیند و روی پُر کاه ترین چرخ می نشینند. لک لک ها خسته از مسافرتی طولانی، پا های درازشان را به زیر خم کرده و به خوابی عمیق فرو می روند. چیزی نمی گذرد که دهکده از صد ها جفت لک لک، سفید پوش می شود. بقیه لک لک ها نیز پیش می روند تا به روستایی دیگر برسند. آری؛ این موجود راحت طلب آن قدر تنبل است که حتی به خود اجازه درست کردن لانه را نمی دهد و تنها با صدای به هم زدن منقارش صاحبان خانه اش را راضی نگاه می دارد تا لانه گرم و نرم خویش را از دست ندهد.

ادامه مطلب: زندگی روی چرخ گاری

YareJavanداستان از آن جایی شروع شد که یک تیم ژاپنی با تحقیقات بر روی مواد غذایی به دنبال منبع پروتئین خاصی بودند که به میزانی کم در مغز انسان ها و حیوانات تولید می شود. این پروتئین، کاهش دهنده کلسترول خون بوده و باعث تقویت قلب و شجاعت انسان می شود و تولید آن نیز بعد از 60 سالگی متوقف خواهد شد. آنان پس از تحقیقات فراوان دریافتند که این ماده فقط در انجیر و زیتون یافت شده و برای تأمین آن باید انجیر و زیتون را به نسبت 1 به 7 مصرف نمود. اما داستان به این جا ختم نمی شود و قضیه تا آن جا پیش می رود که این گروه تحقیقاتی با مشاهده نام این دو میوه در کنار هم و تکرار نام زیتون به تعداد 7 مرتبه در قرآن به راحتی به دین اسلام می پیوندند.

با زدودن زنگارهای بدبینی از روی عینک نکته بینی، می توانیم طوری دیگر به دنیای اطراف خود بنگریم تا شاید این بار راحت تر و بی طرفانه تر،حقیقت تطابق اسلام با علم و عقل را از میان صدها نمونه قدرت نمایی های پروردگار توانا برداشت کنیم. این تنها بخشی از صدها نمونه معجزات قرآن کریم در عصر پیشرفت علم و تکنولوژیست تا خداوند بار دیگر به مردمان این کره خاکی نشان دهد که چگونه می تواند با کتابی 1400ساله، مغزهای متفکر قرن را به تسخیر خود درآورد و این تنها نمی است از یم کامل ترین دین دنیا که بر کتاب جاودان اسلام مهر شده است.

ادامه مطلب: انقلاب زیتون در سرزمین تکنولوژی

YareJavan«غم به جراحت می ماند، یک باره می آید اما رفتنش، و خوب شدنش با خداست و در این میانه نمک روی زخم و زخم بر زخم حکایتی دیگر است. حکایتی که نه می توان گفت و نه می توان نهفت. حکایت آتشی که می سوزاند، خاکستر می کند اما دود ندارد یا نباید داشته باشد. مرگ پیامبر صلی الله علیه و آله تنها مرگ یک پدر نبود؛ مرگ پیام بود؛ مرگ شمع نبود؛ مرگ روشنی بود. دست های علی علیه السلام هنوز در آب غسل پیامبر بود که دست های فتنه ی سقیفه ی بنی ساعده به هم گره خورد و گره در کار اسلام محمدی افکند. جسد مطهر پیامبر هنوز بر زمین بود که ابرهای تیره در آسمان پدیدار شد و باران فتنه باریدن گرفت. دین در کنار پیامبر ماند و دنیا در سقیفه بنی ساعده متجلی شد. در لحظه ای که هارون در کار مشایعت موسی به طوری جاودانه بود، مردم در سقیفه ی سامری آخرت می فروختند بی آنکه حتی به عوض دنیا بگیرند.

 ابرهای فتنه از سقیفه گذشتند و خانه ی وحی را احاطه کردند، همهمه در بیرون شدت گرفت و در، آنچنان کوفته شد که ستون های خانه لرزید.

-بیرون بیایید، بیرون بیایید وگرنه همه تان را آتش می زنیم.

فاطمه سلام الله علیها با یک دنیا غم برخاست، به پشت در رفت اما در را نگشود.

ادامه مطلب: مهدیِ فاطمه

آمار بازدیدکنندگان


امروز56
دیروز85
ماهیانه1143
کل3764

سیستم آمار بازدیدکنندگان

درباره ما

ضمن تشکر از حسن انتخاب شما برای مطالعه ی سایت یارجوان.

مدیران این سایت علمی-فرهنگی برآنند تا در راستای تبیین باورهای شیعی و مبارزه با عقاید انحرافی،فضایی کاملا علمی را ایجاد کنند تا مراجعین،خود حقیقت را از غیر حقیقت بازشناسند.

مهمترین بحث سایت،مرتبط با سوالات و مقالات و مباحثی پیرامون بهائیت می باشد.

بدان امید که حقیقت بر رهروان آن ظاهر گردد.

تماس با ما

لطفا سوالات خود را با ما از طریق پست الکترونیکی زیر در میان بگذارید:

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در خدمتتان خواهیم بود...